السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
315
جواهر البلاغة ( فارسى )
د - أن يقع العكس بين طرفى الجملتين . كقوله الشاعر : د - اينكه واژگونكردن بين دو طرف دو جمله واقع شود ؛ مانند سخن شاعر : « 1 » طويت باحراز الفنون و نيلها * رداء شبابى و الجنون فنون « 2 » فحين تعاطيت الفنون و حظّها * تبيّن لى أنّ الفنون جنون براى گرد آوردن فنون و دست يافتن به آنها رداى جوانىام را درهم پيچيدم با اينكه ديوانگى گونهگونه است . ( اقسامى دارد . ) پس هنگامى كه فنون و بهرهاش را فرا گرفتم برايم آشكار گشت كه قطعا فنون ، ديوانگى است . در پايان بيت اوّل « جنون » مقدم و در پايان بيت دوم « جنون » مؤخر است . و حافظ گفته است : از ننگ چه گويى كه مرا نام ز ننگ است * وز نام چه پرسى كه مرا ننگ ز نام است شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست * و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست ه - أن يكون العكس بترديد مصراع البيت معكوسا . كقول الشاعر : ه - يا واژگونهكردن به تكرار وارونهء مصراع بيت است ؛ مانند سخن شاعر : إنّ للوجد فى فؤادى تراكم * ليت عينى قبل الممات تراكم فى هواكم يا سادتى متّ و جدا * متّ و جدا يا سادتى فى هواكم قطعا شوق در دلم انباشته شده است كاش چشمم پيش از مرگ ، شما را مىديد . در عشق شما اى سروران من از شوق مردم . از شوق مردم اى سروران من در عشق شما . در اين شعر مصراع سوم بهطور وارونه تكرار شده است . گفتنى است : « تراكم » در پايان مصراع اول اسم است به معنى انباشته شدن ، و در پايان مصراع دوم فعل است . و در فارسى مانند اين بيت حافظ : دلبر جانان من برده دل و جان من * برده دل و جان من دلبر جانان من
--> ( 1 ) - اين شعر از ملا سعد تفتازانى است . ( 2 ) - مصراع نخست اين شعر اينگونه نقل شده است : طويت باحراز الفنون تجشّما . نگاه كنيد به انوار البلاغة ، ص 330